ﻣﻘﺼﺮ ﺷﻤﺎ ﭘﺴــــﺮﺍﯾﯿﺪ!!!
ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﭙﺴﻨﺪﯾﺪ
ﻫﻤﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺩﻡ ﻣﯿﺰﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺏ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﮐﻪ ﻋﻤﻠﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﻗﺶ
ﻣﯿﺮﻩ ﻣﯿﮕﯿﺪ ﺟــــﻮﻥ ﭼﻪ ﺩﺍﻓــــﯽ !!!
ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻪ ﻟـــﯿﺎﻗــــﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ
ﻫﻤـــﯿﻦ ﺷﻤـــﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﯿﺪ
ﺍَﻣـــــــــــــــﻞ !!!
ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣــــﺎ ﻧﯿﺴــــﺖ
ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﺷﺪ ﻧﮑـــــﺮﺩﯼ ...
ﺩﺧــــﺘﺮ ﭘــــﺎﮎ ﻭ ﺳــــــﺎﺩﻩ ﺯﯾـــــﺎﺩ ﻫـــــــﺲ
ﺗـــــــﻮ ﭼﺸــــــﻤﺎﺕ ﮐـــــــﻮﺭ ﺷﺪﻩ !!!!


آپلود عکس







موضوعات مرتبط : اجتماعی و سیاسی،


تاریخ : چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 | 02:33 ب.ظ | نویسنده : Sadaf | نظرات

پیرامون واژه

آپلود عکس

شب قدر را به معنی منزلت دانسته‌اند و بعضی دیگر آن را به معنی تنگی و گرفتاری دانسته‌اند. برخی نیز قدر را اندازه‌گیری و تقدیر امور معنی کرده‌اند.

در پاسخ این سؤال، که چرا این شب، شب قدر نامیده شده، سخن بسیار گفته اند، از جمله این که:

  • شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده، که جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین مى شود، شاهد این معنى در آیات 3 و 4 سوره «دخان» است که مى فرماید:إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَة مُبارَکَة إِنّا کُنّا مُنْذِرینَ * فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکیم : «ما این کتاب مبین را در شبى پر برکت نازل کردیم، و ما همواره انذار کننده بوده ایم * در آن شب که هر امرى بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین مى گردد».این بیان، هماهنگ با روایات متعددى است که مى گوید: در آن شب، مقدرات یک سال انسان ها تعیین مى گردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور دیگر، در آن لیله مبارکه، تفریق و تبیین مى شود.البته، این امر هیچگونه تضادى با آزادى اراده انسان و مسأله اختیار ندارد، چرا که تقدیر الهى به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگى ها و لیاقت هاى افراد، و میزان ایمان، تقوا، پاکى نیت و اعمال آنها است. یعنى: براى هر کس آن مقدر مى کنند که لایق آن است، یا به تعبیر دیگر: زمینه هایش از ناحیه خود او فراهم شده، و این نه تنها منافاتى با اختیار ندارد، که تأکیدى بر آن است.
  • آن شب را از این جهت شب قدر نامیده اند که: داراى قدر و شرافت عظیمى است (نظیر آنچه در آیه 74 سوره «حج» آمده است: ما قَدَرُوا اللّه حَقَّ قَدْرِهِ: «آنها قدر خداوند را نشناختند»).
  • به خاطر آن است که، قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید.[۶]

پیشینه

حال این سؤال مطرح می شود که آیا شب قدر در امت هاى پیشین نیز بوده است؟ می توان اینگونه پاسخ داد که: ظاهر آیات سوره «قدر»، نشان مى دهد: شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)نیست، بلکه، همه سال تا پایان جهان تکرار مى شود.تعبیر به فعل مضارع (تَنَزَّلُ) که دلالت بر استمرار دارد، و همچنین تعبیر به جمله اسمیه «سَلامٌ هِیَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» که نشانه دوام است نیز، گواه بر این معنى است.به علاوه، روایات بسیارى که شاید در حدّ تواتر باشد نیز، این معنى را تأیید مى کند (این نسبت به آینده).ولى، آیا در امتهاى پیشین نیز بوده است، یا نه؟.صریح روایات متعددى این است: این از مواهب الهى بر این امت مى باشد، چنان که در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)آمده است: «خداوند شب قدر را به امت من بخشیده، و احدى از امت هاى پیشین از این موهبت برخوردار نبودند».[۷] [۸]

دیدگاه اهل سنت

اهل سنت اعتقاد دارند که طبق حدیث نبوی شب قدر در یکی از ده شب آخر ماه رمضان واقع شده است .اغلب شب بیست و هفتم را شب قدر می‌دانند و در آن شب به دعا و شب‌زنده‌داری می‌پردازند. مسلمانان سلفی اعتقاد دارند که در شب قدر در تمام روزگار همان شبی بود که قرآن در آن نازل گردید و دیگر تکرار نمی‌شود.[۹] برخی نیز اظهار داشته‌اند که تا زمان زندگی محمد شب قدر در هر سال تکرار می‌شد اما پس از ارتحال محمد، شب قدر از بین رفته‌است.[۱۰] برخی نیز معتقد بوده‌اند که شب قدر شبی‌است در تمام سال ولی در هر سال شب نامعلومی‌است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده اما در سال‌های دیگر ممکن است در دیگر ماه‌ها باشد.

دیدگاه شیعه

بر اساس حدیث شیعه که از حماد بن عثمان که وی از حسان بن علی از جعفر صادق نقل شده‌است؛ شب قدر تا قیامت باقی‌است و در ماه رمضان واقع است.[۱۱] در روایات شیعه آمده‌است که شب قدر یکی از سه شب ۱۹، ۲۱ یا ۲۳ در ماه رمضان است که احتمال شب بیست‌وسوم بیش‌تر است. در اصول کافی نیز آمده‌است که تقدیر در شب نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است.[۱۲]

دیدگاه اشخاص

  • علی اصغر غروی:در شب قدر قرآن خوانده می‌شود، شب قدر موقع نزول قرآن و در دسترس قرار دادن لوح محفوظ است. حالا این موقع چه وقت اتفاق می‌افتد؟ یك نفر ممكن است بیست سال، سی سال زحمت بكشد كه به متن و به این قرائت دسترسی پیدا كند و به محضی كه برای او این قرائت به اتمام برسد، یعنی به صحت این كتاب ایمان آورد، آن موقع شب قدر او است، حالا می‌خواهد سر ظهر باشد، می‌خواهد هر وقتی كه می‌خواهد باشد. آن هنگام كه این تاریكی شب تمام شد و تاریكی تبدیل به نور شد، ملائكه و روح در آن شب نازل می‌شوند، یعنی آنها هم در اختیار انسانند و هم روح انسان و هم روح عالم و هم نیروهای انسان و هم نیروهای عالم، تماماً در اختیار این انسان قرار می‌گیرند كه او را به اینجا برسانند كه این قرآن باید بر قلب او نازل بشود، وقتی كه قرآن بر قلب انسان نازل شد، آن موقع شب قدر او است.انسان در هر مرحله‌ای از مراحل عمرش كه آن خورشید تابان قرآن را در آن مطلع فجر به قلبش بتاباند كه این قلب از آن تاریكی لیل بیرون بیاید و به روشنایی مطلع فجر برسد، به طوری كه روح و ملائكه در اختیار او باشند، آن موقع شب قدرش است[۱۳]

در قرآن

در قرآن درباره شب قدر چنین آمده‌است:

  • به راستی که ما آن را در شب قدر فروفرستادیم. و چه تو را به شب قدر آگاه تواند کرد. شب قدر از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان از هر امر فرود می‌آیند. این شب تا صبحگاه «سلام» است. (سوره قدر آیات ۱ تا ۵)[۱۴]

و نیز در سوره دخان آمده‌است:

  • سوگند به کتاب روشنگر. به راستی ما آن را در شبی مبارک فروفرستادیم زیرا که به حقیقت هشداردهنده بودیم. در آن شبی که هر امری با حکمت معین و ممتاز و جدا می‌گردد. تعیین آن امر البته از سوی ما خواهد بود، که ما رسولان را فرستنده بودیم. و این البته از رحمت و مهربانی پروردگار توست، به راستی او شنونده داناست. (سوره دخان آیات ۱ تا ۶)[۱۵]

در ادبیات فارسی

ترا قدر اگر کس نداند چه غم
شب قدر را می‌ندانند هم
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند[۱۶]
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است[۱۷]
شب قدری چنین عزیز و شریف
با تو تا روز خفتنم هوس است[۱۸]
در شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکن
سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود[۱۹]



موضوعات مرتبط : اجتماعی و سیاسی،


تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | 05:31 ق.ظ | نویسنده : Sadaf | نظرات

من چیستم؟

افسانه ای خاموش در قلب صد فریب                                                 crh6ynqj4fpiuzidrp9.jpg

گرد فریب خورده ای از عشوه نسیم

خشمی که خفته در پس هر درد خنده ای

رازی نهفته در دل شبهای جنگلی


من چیستم؟

فریادهای خشم به زنجیر بسته ای                                                      h54entfkkmdapgo58xlp.jpg

بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

زهره ی چکیده از بن دندان صد امید

دشنام پشت قحبه ی بدکار روزگار


من چیستم ؟

بر جا ز کاروان سبک بار آرزو                                                               u5nz41o658lxo3pab1ju.jpg

خاکستری به راه

گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان

اندر شب سیاه


من چیستم؟


یک لکه ای ز ننگ بر دامان زندگی                                                     4o1yvfnqznocjp3tsxqt.jpg

و ز ننگ زندگانی آلوده دامنی

یک ضحبه ی شکسته به حلقوم بی کسی

راز نگفته ای و سرود نخوانده ای


من چیستم؟                                                                                  w3kjk4yjltla9c2bp833.jpg

.....

.........

...   ......  ......


من چیستم؟                                                                                    

لبخند پر ملایمت پاییزی غروب                                                         k6ylcjzikkx34napcyrs.jpg

در جست و جوی شب

یک شبنم افتاده به چنگ شب حیات

گمنام و بی نشان

در آرزوی سرزدن آفتاب مرگ




موضوعات مرتبط : اجتماعی و سیاسی، سخنان بزرگان،
برچسب ها : دکتر شریعتی، من چیستم، من کیستم،


تاریخ : چهارشنبه 8 خرداد 1392 | 01:56 ب.ظ | نویسنده : Sadaf | نظرات

قابل توجه اونایی که خلاصه ی این فیلمو ازم خواسته بودن خدمتشون عرض کنم که این سریال فوق العاده مصنوعی و دور از زندگی طبیعی مردمه حالا در ادامه خدمتتون عرض می کنم چرا؟     این فیلم در ابتدا رابطه ی دو خانواده تاشکیران و ایلگاز رو نشون می ده که دو خانواده با فرهنگ هایی کاملا متفاوت هستند اما عشق دو تن از شخصیت های اصلی فیلم زمینه ی ارتباط این دو خانواده رو فراهم میاره 

شخصیت های اصلی فیلم در ابتدا سه نفر بودند...

p14tpdfrtbdxjhgdlj3.jpg

یشیم(serenay sarikaya)

i2x51o8yrdxnxlxfu3x5.jpg

لاله(Emina sandal)

betyphm6kn1c5p5mxfek.jpeg

چنار(Tolgahan Sayashman)

در اواسط داستان لاله با درخواست خود با یک صحنه ی تصادف از فیلم خارج شد و وقتی خبرنگاران علت این امر را جویا شدند گفت که چون قرار بود لاله در طول فیلم با چنار رابطه عاشقانه داشته باشد و در نتیجه همسرش مصطفی سندل،خواننده معروف روسی، با این امر مخالفت و در نتیجه از فیلم خارج شده است(آخه یکی باید به آقای سندل می گفت اگه با این جور کارا مخالفی چرا زن بازیگر گرفتی خوب بالاخره هر زن و مرد بازیگری در طول بازیشون از این جور کارا دارن دیگه).

پس از او وبعد از 17 قسمت در فصل بعدی بازیگر دیگری به فیلم اضافه شد با نام...

ku0ell0fpzzzr6ieufkq.jpg

تپراک(Selen Soyder)

و به عنوان همسر چنار مشغول به کار شد این در حالی بود که تپراک در فیلم قبلا می دانست که...

fo3f9f902fs2j8w42mk.jpg

یشیم از چنار....

aij9515ekivz83u7sq45.jpg

حامله است...

واین بر ابهام فیلم اضافه تر می کند...

گفتنی است که یشیم به چنار علاقه مند بوده و از همان دوران لاله سعی می کرده که رابطه ی چنار و خواهرش را بر هم زند و بعد از مرگ لاله احساس کرد که دیگر مانعی سر راهش نیست از این رو وقتی برای بار دوم تپراک روی کار آمد آتش خشم و حسادت یشیم شعله ور تر شد و همیشه سعی بر این داشت که رابطه ی این دو را نیز خراب کند...

wt2nrbuejugvm59oevoq.jpg

علاوه بر این لاله و یشیم با هم خواهر بوده اند...

yl81z452khyrhbfbgiz.jpg

و در واقع چنار شوهر خواهر یشیم محسوب می شد...

سرانجام بعد از مدتی اعمال یشیم بی نتیجه نمانده و یشیم با تهمت زدن به تپراک و گفتن این که تپراک از شوهر قبلیش حامله است چنار و تپراک را از هم جدا کرد...

ud8dhiz7amwhqxhtomi.jpg

wkpngq230r8n8zzb9teh.jpg

در این جا تذکر چند نکته ضروری است اول این که تپراک و شوهر قبلیش بعد از جدا شدن از هم هیچ رابطه ای با هم نداشتند و تپراک بعد از ازدواج با چنار حامله شد و در واقع بچه،بچه ی چنار بوده است و چنار با این که تا قبل از آن هیچ اعتمادی به یشیم نداشت به راحتی حرف های او را باور کرد و حتی یک آزمایشDNAهم نگرفت و تپراک حتی یک کلمه هم از خود دفاع نکرد و از همه مهم تر در کمال ناباوری و شگفت تپراک را طلاق داد با این که همه ی ما می دانیم در هیچ قانونی حتی قوانین کشورهای غیر اسلامی زن حامله را نمی توان طلاق داد ولی این واقعه به راحتی روی داد و بعد از چند قسمت نیز تپراک با مرد دیگری ازدواج کرد و باز هم طلاق گرفت ابهام دیگر این سریال بر این است که در این سریال یشیم،کرم و چنار از رابطه ی نامشروع به دنیا آمده اند...


2.چنار فرزند نجیب و اقبال است و تا اواسط فیلم خودش خبر ندارد و فکر می کند نجیب عموی اوست...

3.یشیم و برادرش کرم فرزند زمرد و دوست پسرش است و لاله فرزند واقعی دو طرف است و در اوایل فیلم پدر لاله به همین علت خودکشی کرد...

4.یکبار هم زمرد از نجیب حامله شو و فرزندش را سقط کرد

و این کاملا غیرعادی است (خوب مگه روش پیشگیری وجود نداره)

خوب غیر از حامله کردن زنا توی فیلم یعنی کارگردان سوژه ی دیگه ای پیدا نکرده که از این طریق اساس خانواده ها رو متلاشی کنه؟؟؟؟

لازم به توضیح است که گویا یشیم در واقعیت و خارج از فیلم هم به چنار علاقه مند بود و این دو قبلا با هم دوست بودند ولی با ورود تپراک چنار یشیم را رها کرده و با تپراک پیوند دوستی برقرار می کند و در نتیجه چنار و تپراک در واقعیت به عقد هم در می آیند  و در حال حاضر نیز نامزدند

1r3tlauat8n3prf6rs32.jpg

و یشیم بعد از این واقعه...

bgjdz8xqhecu260pmx9.jpg

به در خواست خود با صحنه ی خود کشی از فیلم خارج می شود...

udjvwg5d21nj5ckkr33f.jpg

و همزمان با ازدواج واقعی شان، در فیلم هم دوباره ازدواج کردند...

khle978kq42irgqeqa9.jpg

4vy58puekxlhw6q8pikw.jpg

در  حال نیز  حاضر این شبکه این سریال را ادامه می دهد با کلی نقض....( اونقدر بیخودی کشش دادن و چرت شده که دیگه بقیشو نگا نکردم راستش اونطور که از دوستام شنیدم زمرد خانوم می خوان از چنار بابت دو تا دخترش که به خاطر چنار مردن انتقام بگیره تا همین جا بدونین کافیه)














موضوعات مرتبط : اجتماعی و سیاسی،
برچسب ها : سریال عمرگل لاله، نقد، خلاصه، تپراک، چنار، یشیم، لاله،


تاریخ : شنبه 4 خرداد 1392 | 05:08 ب.ظ | نویسنده : Sadaf | نظرات

بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد . همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد . زن پیتر

 

یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه ؛ همسایه شون ، رابرت ، پشت در ایستاده بود . تا رابرت ، زن پیتر رو دید گفت : همین

 

الان 1000دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین ! بعد از چند لحظه تفکر زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چندین ثانیه تماشا می

 

کنه و لذت میبره . خلاصه دیگه 1000 دلارو به زن پیتر میده و میره !! زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت . پیتر

 

پرسید : کی بود زنگ زد ؟ زن جواب داد : رابرت همسایه مون بود . پیتر گفت :   خوبه !!   چیزی در مورد 1000 دلاری که به من

 

بدهکار بود نگفت ؟

   




موضوعات مرتبط : مطالب طنز، اجتماعی و سیاسی،
برچسب ها : (زن پیتر و همسایه)،


تاریخ : چهارشنبه 28 فروردین 1392 | 07:37 ب.ظ | نویسنده : ریحانه | نظرات

دوستان عزیز :

 

" لطفا به اسامی نویسنده ها توجه کنین

 

و نظر خودتونو راجبه هر پست که میدید لطفا با توجه به نام اون نویسنده باشه "

 

****با تشکر****




موضوعات مرتبط : ترول، اجتماعی و سیاسی، سخنان بزرگان، مطالب طنز، عکس طنز،
برچسب ها : توجه،


تاریخ : سه شنبه 27 فروردین 1392 | 10:17 ب.ظ | نویسنده : ریحانه | نظرات

نام اصلی این فرد اورینب مشایخی است که در این شبکه با ظاهری باحجاب بنابر دستور سازمانی این گروهک مشغول آوازه خوانی است گفتنی است این برنامه توسط خواننده بدنام و بدکاره زمان طاغوت(فایقه آتشین ملقب به گوگوش) مدیریت می شود و ظاهرا نامبرده با همکاری گروهک تروریستی قصد دارد امسال تمام قد در خدمت این گروهک تروریستی باشد.

      

   5pjrgg72pfzolhzmrx9z.jpg                 

              yrthcaly5wsjqcfk3b.jpg       عکس او در پرونده ی شخصی او در این گروهک                                                                                                                                                                                                                 h9m9o72znpm6db3bi2x7.jpg2w8n68jdi816vdsy6f7x.jpg






موضوعات مرتبط : اجتماعی و سیاسی،
بیوگرافی و سایر اطلاعاتش

تاریخ : جمعه 23 فروردین 1392 | 01:02 ب.ظ | نویسنده : Sadaf | نظرات

اولین روز بارانی را بخاطر داری؟؟

غافلگیر شدیم، چتر نداشتیم

nz15ejq0lhdevutxyxiq.jpg

خندیدیم...........دویدیم

وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی،چتر آورده بودی

و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرمابخوری!

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد

و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش وچالمان نرود

دو قدم از هم دورتر برویم

............فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم

.........تنها برو................

 

باران که می بارد.........

tbwb6p8dlsexarfhd9y.jpg

دلم برایت تنگ تر می شود....

راه می افتم.....بدون چتر

من بغض می کنم........

آسمان گریه............




موضوعات مرتبط : اجتماعی و سیاسی،
برچسب ها : باران، بغض، اشک، احساس،


تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391 | 09:47 ب.ظ | نویسنده : Sadaf | نظرات
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات