35m0iyrcnxiiyvq838d.jpg      

       به نظرتون چرا بعضی از خانوما این قدر کم دارن هااااااااااا !!!!! 


 lbydtuonwf7n9myobkc.jpg

کاش چنین روزی نرسد که سرنگ بابا به بازویش و به قلب ما فرو رود (شما می تونید سرنگ و بابا رو استعاره از هر چیز دیگه ای بدونین)

lmcxnmfg21rq2xloimk0.jpg

ow1dylk5oa9iv5fs88h7.jpg

kh3jasp2bi1a0xcoj3jb.jpg         پول ها دست به دست می گردند برای کسانی که شاید بیشترشان به آن ها نیازی ندارند فقط در این میان دست کودکی فقیر بی چیز می ماند  کاش کمی فکر کنیم...                                      


5xswojtwzl1jqx8dqk0.jpg

اگه نمی تونین بخونید اینه : خدایا... برای خانم های فقیری که عکس هاشون توی کامپیوتر باباست لباس بفرست...

szr2tod98mfrfn8vimg.jpg

ایول خوشم اومد هر چقدر می خوای قومپوز در کن حقشونه


0nzv0gcwbcg480bsw.jpg

t47pi49bvhkbfzrkvev.jpg

دکتر شریعتی می گه : افسوس که زیبایی گل در زیر انگشت های تشریح می پژمرد

حالا منم می گم افسوس که زیبایی گل در زیر................................می پژمرد

مختارید         به جای جا خالی هر چی می خوایین بذارین فقط مرتبط با عکس باشه.




بخشید که عکسام خیلی کوچیکه راستش اون سایتی که من توش عکسامو آپلود می کنم بزگتر از این نمی کنه اگه شما سایت دیگه ای رو دارید ممنون میشم تو قسمت نظرات بهم بگین.











موضوعات مرتبط : ترول، عکس طنز،
برچسب ها : عکس طنز، مطالب طنز،


تاریخ : سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 | 02:47 ب.ظ | نویسنده : Sadaf | نظرات

چه کسی می گوید که گرانی این جاست؟؟؟؟؟؟؟؟


دوره ارزانیست....

دل ربودن ارزان...

دل شکستن ارزان...

دشمنی ها ارزان...

چه شرافت ارزان...

تن عریان ارزان...

آبرو قیمت یک تکه نان....

و دروغ از همه چیز ارزان تر...

وجه تخفیف بزرگی خورده...

قیمت هر انسان...




موضوعات مرتبط : سخنان بزرگان،
برچسب ها : ارزان، پول، دوره، گرانی،


تاریخ : یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 | 04:50 ب.ظ | نویسنده : Sadaf | نظرات

این مطلب آن چه را که برخی از بزرگان علم و ادب گفته اند بیان می کند.


آلبرت انیشتین : فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم می زند.


جرج برنارد شاو : امتحان مسخره ترین کار دنیاست.


کی اس الیت : امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است.


کامی نیک صالحی : امتحان در صورت عدم حذف پزشکی،اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است.


جرج اورل : چی گفتید؟!  امتحان؟  اصلا معنی اش را نمی دانم!


یک ضرب المثل برمه ای : هر کس را می خواهی از خود متنفر کنی امتحانش کن.


ارنست همینگوی : توی مدرسه هر سوالی ه در امتحان هایم درست پاسخ می دادم،بعدا می فهمیدم که کاملا غلط بوده این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه

یافت هر وقت فکر کرده ام درست رفتار کردهام، دیدم یک جای کار اشتباه بوده....




تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1392 | 02:12 ب.ظ | نویسنده : Sadaf | نظرات

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم . دختر لبخندی

 

زد و گفت ممنونم . تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد ... حال دختر خوب نبود ... نیاز فوری به قلب داشت ... از پسر خبری نبود ... دختر

 

با خودش میگفت : میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی ... ولی این بود اون حرفات ...

 

حتی برای دیدنم هم نیومدی ... شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم ... آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید ...

 

چشمانش را باز کرد . دکتر بالای سرش بود . به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده .

 

شما باید استراحت کنید ... درضمن این نامه برای شماست . دختر نامه رو برداشت ولی اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد . بازش کرد

 

و درون آن چنین نوشته شده بود : سلام عزیزم . الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام . از دستم ناراحت نباش که بهت

 

سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم . پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم ... امیدوارم عملت موفقیت

 

آمیز باشه .      

         




موضوعات مرتبط : مطالب طنز،
برچسب ها : (عاشق)،


تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 | 07:40 ب.ظ | نویسنده : ریحانه | نظرات

یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه برای حاج آقاش . تازه لباس

 

هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند از پنجره ی حمام نگاه میکنه و میبینه حسن

 

آقا کوره ست . بنابراین با خیال راحت همون جور لخت میره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه .حاج خانوم هم خیالش راحت بوده

 

که حسن آقا کوره ، در رو باز می کنه که بیاد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بود تعارفش

 

میکنه و راه میوفته جلو و از پله ها میره بالا و حسن آقا هم به دنبالش درضمن بهش میگه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی! این

 

طرفا؟ حسن آقا سرخ و سفید میشه و جواب میده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینیشه که

 

آوردم خدمتتون !!!

    




موضوعات مرتبط : مطالب طنز،
برچسب ها : (عریان)،


تاریخ : دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 | 07:39 ب.ظ | نویسنده : ریحانه | نظرات
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic